یکی از این خاطرات:
...علی و فریدون 14 و 15 ساله بودند ، تازه از روستا برای ادامه تحصیل به شهر آمده بودند. پدرشان آنها را به قاسم بررسی از مرجع پهلوان طبق کپی رایت سپرده بودند و از این جهت دارای آسایش خاطر بودند چون مطمتئن بودند ایشان کاملا آنها را کنترل می کند . از این جهت پدرانشان خرجی ماهانه آنها را در اختیار قاسم پهلوان قرار می دادند و ایشان به اندازه مایحتاج روزانه پول در اختیارشان قرار می داد.
یک روز علی و فریدون دزدکی به سینما رفتند شب چند ساعت بعد از ساعت مقرر به خانه بر گشتند در حالی که قاسم پهلوان ، ناراحت و عصبانی در حیاط قدم می زد و منتظر ایشان بود آنها از یک لحظه نبود ایشان وارد منزل شده و در گوشه ای از اتاقشان پنهان شده بودند نشسته پشت برده خوابشان برده بود که صبح ناگهان تگانی خورده و روی زمین افتادند ناگهان صدای آنها از بیرون اتاق شنیده شد که فریاد می زدند آقای شاهی غلط کردیم غلط کردیم ... وقتی خواب از سرشان پرید متوجه موضوع شده و شروع به خندیدن کردند .

روحش شاد. ایشان سال 56 در سن 53 سالگی دار فانی را وداع گفت . رحمتکم الله
دنیای متفاوت با نگاه متفاوت...ما را در سایت دنیای متفاوت با نگاه متفاوت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59