زنان در جهان سوم

خرید بک لینک

اكنون نگاه جهان، بيشتر به سوي زنان معطوف شده است زيرا امروز، براي تحقق توسعه اجتماعي، تسريع فرايند توسعه اقتصادي و محقق شدن عدالت اجتماعي، چنانچه به زن به عنوان نيروي فعال و سازنده نگريسته شود، قطعاً تأثير بسياري در روند توسعه و افزايش كمي و كيفي نيروي انساني آن جامعه خواهد داشت.

يكي از الزامات اساسي توسعه پايدار استفاده صحيح از منابع موجود مي باشد. يكي از مهمترين معيارها جهت سنجش درجه توسعه يافتگي يك كشور، ميزان اهميت و اعتباري است كه زنان در آن كشور دارا مي باشند. مطالعات توسعه اي نشان مي دهد توسعه پايدار بدون در نظر گرفتن نقش زنان در جامعه ممكن نيست. مطالعات انجام شده در تعداد زيادي از جوامع نشان داده است كه زنان عامل مهمي براي رشد و توسعه هستند.
توانمندسازي زنان و نقش تعيين كننده آن در توسعه پايدار از جمله موضوعاتي است كه در حال حاضر از نظر تئوري و كاربرد به آن توجه مي شود. بيشتر كشورها نيز دريافته اند كه بدون توانمندي زنان توسعه پايدار محقق نخواهد شد. يكي از مهمترين معيارها جهت سنجش درجه توسعه يافتگي يك كشور، ميزان اهميت و اعتباري است كه زنان در آن كشور دارا مي باشند.

پرورش فرزندان، اداره امورمنزل، حفظ محيط زيست، بهره وري صحيح از منابع، صرفه جويي در انرژي مباحثي هستند كه زنان بطور مستقيم با آنان مرتبط هستند، پس توانمند بودن و توانمند ساختن زنان جامعه در رسيدن به اهداف توسعه كمك خواهد كرد و از طرف ديگر ترقي و تعالي نيمي از جامعه نيز انجام مي شود. از آنجائيكه توانمندي زنان يك پديده اجتماعي است از طرف ديگر ساختارهاي موجود اجتماعي در اين مورد مي تواند نقش تعيين كنندهاي داشته باشد. يكي از عواملي كه مي تواند در توانمندي زنان نقش موثري داشته باشد، تاثير آموزشهاي مهارتي بر توانمندي آنان است.

زنان جهان سوم در همه زمینه ها از مردان خود وضعیت نا مطلوب تری دارند ، از قدرت و اختیار کمتری بر خوردارند، بیشتر کار می کنند و کم تر درآمد دارند، و مسئو لیت هایشان زیاد تر است . در بیشتر جوامع خانه داری ، نگهداری از فرزند ان ، و رسیدگی به نیازهای خانواده بر عهده زنان است ، ودر بسیاری از کشور ها مسولیت مزرعه را نیز بر عهده دارند. بر اساس آمار سا زمان ملل متحد (براون،1985) زنا ن نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند اما نزدیک به دو سوم از کار جهان بر عهده ایشان است ، 10 درصد از درآمد جهان را دریافت می کنند و دارایی آن ها کم تر از 1 در صد است . چنان که برآورد شده است کار رایگان زنا ن بر میزان تولید اقتصادی جها ن یک سوم می افزاید(سیگر و السن ،1986).

دلنوشته های برای زنان سرزمینم

زنی را می شناسم من که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پخت درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون امیدش در ته فرداست


زنی را می شناسم من که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته کجا او لایق آنست؟
زنی هم زیر لب گوید گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟ زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند زنی خو کرده با زنجیر


زنی مانوس با زندان تمام سهم او اینست:
نگاه سرد زندانبان! زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر زنی با فقر می سازد


زنی با اشک می خوابد زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش چه بد بختی چه بد بختی!


زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد


زنی را می شناسم من که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد زنی می ترسد از رفتن
که او شمعی ست در خانه اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه! زنی شرمنده از کودک
کنار سفره ی خالی که ای طفلم بخواب امشب
بخواب آری و من تکرار خواهم کرد
سرود لایی لالایی


زنی را می شناسم من که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه که او نازای پردرد است!
زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که: بسه زنی را می شناسم من
که با شیطان نفس خود هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر به بدنامی بد کاران
تمسخر وار خندیده!


زنی آواز می خواند زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاهان میان کوچه می ماند
زنی در کار چون مرد است به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد زنی نزدیکی مرگ است

سراغش را که می گیرد؟ نمی دانم، نمی دانم

شبی در بستری کوچک زنی آهسته می میرد

زنی هم انتقامش را ز مردی هرزه می گیرد





زنی میان آشپزخانه در حرکت است .زنی خانه دار که تنهاست و دیده نمیشود.

رویاهایش مرده و جوانیش در گذر است. عشق را گم کرده است.

زنانگیش را نادیده انگاشته اند. او را مادر و همسر میپندارند و نه یک زن.

کسی به علایقش توجهی ندارد. از او تنها حضور فیزیکیش را میخواهند.

کسی با روح او کاری ندارد.

دنیای متفاوت با نگاه متفاوت...

ما را در سایت دنیای متفاوت با نگاه متفاوت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:52

صفحه بندی